السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

212

تفسير الميزان ( فارسي )

كرده‌اند كه گفت : سوره انسان در مدينه نازل شده « 1 » . و نيز در همان كتاب آمده كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه در تفسير آيه * ( « وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّه . . . » ) * گفته است ، اين آيه در شان على بن ابى طالب و فاطمه دختر رسول اللَّه ( ص ) نازل شده « 2 » . مؤلف : نمىتوان گفت از سوره مورد بحث تنها آيه مذكور در حق آن دو بزرگوار نازل شده ، زيرا آيات قبل و بعد آن نيز از نظر سياق متصل به آن هستند ، اگر آن آيه در مدينه نازل شده قطعا همه آنها در مدينه نازل شده است . و در تفسير كشاف است كه از ابن عباس روايت آمده كه حسن و حسين بيمار شدند ، و رسول خدا ( ص ) با جمعى از صحابه از ايشان عيادت كرد ، مردم به على ( ع ) گفتند چه خوب است براى بهبودى فرزندت - فرزندانت - نذرى كنى ، على و فاطمه ، و فضه كنيز آن دو نذر كردند كه اگر كودكان بهبودى يافتند سه روز روزه بدارند ، بچه ها بهبودى يافتند ، و اثرى از آن كسالت باقى نماند . بعد از بهبودى كودكان ، على از شمعون خيبرى يهودى سه من قرص جو قرض كرد ، و فاطمه يك من آن را دستاس ، و سپس خمير كرد ، و پنج قرص نان به عدد افراد خانواده پخت ، و سهم هر كسى را جلوش گذاشت تا افطار كنند ، در همين بين سائلى ( به در خانه آمده ) گفت : سلام بر شما اهل بيت محمد ( ص ) ، من مسكينى از مساكين مسلمينم ، مرا طعام دهيد كه خدا شما را از مائده هاى بهشتى طعام دهد ، خاندان پيامبر آن سائل را بر خود مقدم شمرده ، افطار خود را به او دادند ، و آن شب را جز آب چيزى نخوردند ، و شكم گرسنه دوباره نيت روزه كردند ، هنگام افطار روز دوم طعام را پيش روى خود نهادند تا افطار كنند ، يتيمى بر در سراى ايستاد ، آن شب هم يتيم را بر خود مقدم و در شب سوم اسيرى آمد ، و همان عمل را با او كردند . صبح روز چهارم كه شد على دست حسن و حسين را گرفت ، و نزد رسول خدا ( ص ) آمدند ، پيامبر اكرم وقتى بچه ها را ديد كه چون جوجه ضعيف از شدت گرسنگى مىلرزند ، فرمود : چقدر بر من دشوار مىآيد كه من شما را به چنين حالى ببينم ، آن گاه با على و كودكان به طرف فاطمه رفت ، و او را در محراب خود يافت ، و ديد كه شكمش از گرسنگى به دنده هاى پشت چسبيده ( در نسخه اى ديگر آمده كه شكمش به پشتش

--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 297 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 299 .